أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
196
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
و هدفشان چيزى جز فساد و سير كردن شكم گرسنگان نبود . شگفت نيست كه در همين روزگار ، صولت و شوكت خلفا نزد رعايا شكسته شد ، چنان كه اندكى پيش از آن ، بخل خلفا در بخشش آغاز شده ، سبب فقر و فاقه باديههاى حجاز گرديد . اين فقر ، بى توجهى به سلطان را به همراه داشت و اين خود منجر به بازى باديهنشينان با امنيت عمومى شد . اين رفتار فسادزا چندان به درازا كشيد كه به صورت يك عادت درآمد و قبايل حرب در ميان مكه و مدينه و نيز قبايل ديگرى در شرق و جنوب آن ، بر همين پايه رشد يافتند . به همان اندازه كه حجاز از اين وضعيت آسيب ديد ، حكومتها نيز ، و اين در طول قرنها ادامه داشت تا اين اواخر كه دولت سعودى بر سر كار آمد و دست آنان را كوتاه كرد . اگر آن زمان عباسيان اين خطر را دريافته بودند و قبايل را به آنچه برايشان سودمند بود سوق داده بودند ، آنان را از فساد بازداشته ، بىنيازشان كرده بودند و از آنان مردمانى مفيد ساخته بودند . مورّخان ، پايان خلافت واثق را به سال 232 نقطهء تحوّلى مىدانند كه در آن ، عصر اول و طلايى عباسى به عصر دوم عباسى كه روزگار تجزيه و فتنههاى بزرگ است ، تبديل مىشود .